پنجشنبه 14 فروردین 1404

خدمات زیرساخت صنعتی

معرفی مفاهیم و مدلهای توسعه ای مرتبط
 
خوشه کسب‌وکار: خوشه کسب‌وکار به واحدهای کسب‌وکارمتمرکز در یک منطقه جغرافیائی که با همکاری و تکمیل فعالیت‌های یکدیگر، محصولات و یا خدمات مشابه و یا مشترکی را تولید و ارائه کرده و از چالش‌ها و فرصت‌های مشترکی نیز برخوردارند، اطلاق می‌شود. خوشه‌های کسب‌وکار می توانند در هریک اززیربخشهای تولیدی، صنعتی، خدماتی، کشاورزی، هنری و صنایع دستی فعال باشند. حمایت های موضوع این سند فقط شامل کسب‌وکارهایی است که ذیل خوشه‌های کسب‌وکار فعالیت می نمایند و برای آن‌ها پروژه توسعه خوشه‌ای توسط سازمان کارگزار توسعه خوشه تعریف شده باشد.
 
کسب‌وکارهای خرد،کوچک و متوسط: کسب و کارهای کمتر از 10 نفر کارکن بنگاه‌های خرد، بنگاه های کمتر از 50 نفر کارکن بنگاه‌های کوچک و بنگاه‌های بیش از 50 تا 150 نفر کارکن را بنگاه‌های متوسط می گویند.
 
زنجیره ارزش خوشه کسب‌وکار: به زنجیره فعالیت های ارزش آفرین قابل انجام از مرحله شکل گیری تا طراحی، تولید، انبارش، حمل و نقل، بازاریابی، فروش و مصرف یک کالا یا خدمت زنجیره ارزش در یک خوشه کسب‌وکار گفته می‌شود. توسعه خوشه کسب‌وکار مستلزم توسعه تمامی حلقه های زنجیزه ارزش است.
 
شبکه کسب‌وکار: به مجموعه ای از واحدهای کسبوکار اطلاق میشود که برای مواجهه با مشکلی مشترک و یا استفاده از فرصتی مشترک با هم همکاری نمایند. شبکه ها به دو شکل ثبت شده و ثبت نشده وجود دارند .شبکه ها معمولاً به صورت ثبت نشده شکل گرفته ودر صورت اقتضا در قالب انجمن، تعاونی، کنسرسیوم، شرکت سهامی و ... ثبت میشوند.
 
شبکه فراگیر: به شبکه بزرگ حاصل از ائتلاف و همکاری شبکه‌های متعدد موجود در یک خوشه اطلاق می شود که می تواند در درازمدت نقش رهبری و نمایندگی خوشه را ایفا نماید.
 
ارائه دهندگان خدمات توسعه کسب و کار: شخصیت های حقیقی یا حقوقی هستند که خدمات مورد نیاز بنگاههای تولیدی درون خوشه ها را در حوزه های متعدد کسب و کار از جمله تأمین مواد اولیه، تأمین مالی، بهبود منابع انسانی، بهبود فناوری، بازاریابی و ... ارائه می نمایند.
 
توسعه خوشه‌های کسب‌وکار: فرایندی 3 تا 5ساله است که طی آن ظرفیتهای موجود در خوشه، از طریق توانمندسازی پایا و معطوف به استفاده از فرصتهای محیطی شکوفا می شود. ارتقای سطح سرمایۀ اجتماعی و توسعه و بسط شبکه های کسب وکار در درون خوشه از محوریترین فعالیتها در این فرآیند شناخته می شوند.
 
شناسایی خوشه‌های کسب‌وکار: فرآیندی را شامل می شود که در نتیجه آن تمامی تجمع های کسب‌وکاری قابل توسعه با استفاده از مدل توسعه خوشه ای، در یک منطقه ، استان و یا کشور شناسایی و احصا می شود و بر اساس آن اطلاعات اولیه و پایه در خصوص خوشه‌های موجود گردآوری می شود. به خوشه‌هایی که در نتیجه این فرآیند شناسایی می شوند، اصطلاحا خوشه‌های شناسایی شده گفته می شود.
 
امکانسنجی توسعه خوشه‌های کسب‌وکار: به فرایندی اطلاق می شود که در نتیجه آن توجیه پذیری توسعه یک خوشه شناسایی شده، مشخص می شود. این امکانسنجی از چهار منظر اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و اجرایی صورت می پذیرد. توجیه پذیر بودن توسعه یک خوشه، یکی از شروط اساسی آغاز پروژه توسعه خوشه ای برای آن خوشه محسوب می شود.
 
پروژه توسعه خوشه‌های کسب‌وکار: بمنظور اجرای فرآیند توسعۀ خوشه، پروژه توسعه خوشه توسط سازمان کارگزار توسعه خوشه با انتخاب عامل توسعه خوشه و در چارچوب یک قرارداد مشخص و در قالب فازهای کلی زیر به اجرا می آید؛ 1- مطالعه شناختی 2- اعتماد سازی 3- تدوین سند برنامه عمل 4- پیاده سازی 5- خروج عامل توسعه. این فازها غیر قابل تفکیک بوده و به عنوان بخشهای اصلی پروژه توسعه خوشه ای محسوب می شوند.
 
برنامه توسعه خوشه های کسب و کار
 
فرآیندهای اجرایی مبتنی بر تجارب بین المللی موجود در حوزه توسعه خوشه‌های کسب‌وکار از جمله تجربه سازمان توسعه صنعتی ملل و متحدد (UNIDO) و همچنین تجربه بومی پذیرفته شده در کشور که با محوریت سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران طی بیش از یک دهه گذشته در حال اجراست (مستند در آیین نامه توسعه خوشه‌های کسب‌وکار این سازمان) گام ها و مراحل اصلی در پیاده سازی برنامه توسعه خوشه‌های کسب‌وکار به شرح زیر است.
 
1- تشکیل کمیته استانی توسعه خوشه‌های کسب‌وکار
 
2- شناسایی و اولویت بندی خوشه‌های کسب‌وکار
 
3- انجام مطالعات امکانسنجی برای خوشه‌های شناسایی شده متناسب با اولویت ها
 
4- اجرای پروژه توسعه خوشه ای برای خوشه‌های دارای توجیه( این مرحله در طول یک بازه زمانی 3 تا 5 ساله و با طی فرایند زیر قابل انجام است:
 
     4-1-انتخاب تیم عاملیت و نظارت
 
     4-2- تشکیل شورای راهبری توسعه خوشه
 
     4-3- انجام مطالعه شناختی و اعتماد سازی
 
     4-4- تدوین برنامه عمل
 
     4-5- پیاده سازی برنامه‌های عمل
 
     4-6- نظارت و کنترل
 
     4-7- واگذاری مسئولیت توسعه خوشه از عامل توسعه خوشه به نهاد هماهنگ کننده پس از حصول خوشه به خود اتکایی لازم ( بر اساس شاخص پایایی توسعه خوشه).
 
 
 
توسعه نظام مبادلات پیمانکاری فرعی
الگوی توسعه نظام مبادلات پیمانکاری فرعی یا  SPX(Subcontracting and Partnership eXchange) از الگوهای  توسعه صنایع کوچک ومتوسط(SMEs)به عنوان قلب وموتورمحرکه توسعه اقتصادی کشورها بوده که سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو) نیزدرترویج آن درسطح بین المللی می کوشد. . الگوی توسعه  نظام مبادلات پیمانکاری فرعی(SPX) ،   یکی از الگوهای توسعه شبکه های عمودی است که دارای محدودیت جغرافیایی نبوده و به  عنوان یک مرکز متمرکز،درسطح کشور فعالیت نموده وخدمات خودرابه پیمانکاران وتولیدکنندگان(مبتنی برسفارش)عرضه می نماید تاخدمات ومحصولات خودرادراختیارسایرشرکت-هاوکارخانجات(به عنوان کارفرما یا پیمانکار اصلی) قراردهند.  در این الگو گسترۀ وسیعی از اهداف حمایتی صنایع کوچک  و متوسط را در بر می گیرد، از جمله:
*   تقویت توانایی صنایع کوچک ومتوسط برای افزایش سطح تولید و اشتغال زایی آنها
 
*    به روزآوری فرایندهای فنی ومحصولات صنایع کوچک ومتوسط
 
*    بهبود قابلیت رقابت بین المللی صنایع کوچک ومتوسط
 
*    جلب سرمایه گذاری در صنایع کوچک ومتوسط ودریافت سفارش های خارجی
 
*   تشویق جایگزینی واردات ورشدصادرات محصولات تولیدی صنایع کوچک و متوسط
 
معرفی برنامه توسعه نظام مبادلات پیمانکاری فرعی
پیمانکاری فرعی صنعتی یکی از راه های مدرن و موثر سازمانی برای تولید محصولات صنعتی از راه همکاری واحدهای تولیدی مکمل است. در این حالت یک پیمانکار اصلی، همراه با عرضه کنندگان پیمانکاری فرعی متعدد، وجود دارند. به عبارت دیگر در نظام پیمانکاری فرعی، توافق بین دو گروه یعنی پیمانکار اصلی و پیمانکار فرعی است. پیمانکار اصلی اقدام به و اگذاری تولید قطعه ها و اجزای قابل مونتاژ اصلی یا فرعی و یا بخشی از خدمات مورد نیاز محصول نهایی به یک یا چند بنگاه تولیدی می کند. پیمانکار فرعی (Subcontractor) بر اساس مشخصات فنی تعیین شده توسط پیمانکار اصلی(کارفرما) کار را انجام می دهد. بدیهی است در نظام تولید، به ویژه در حوزه های صنعت، تقسیم کاری که به این روش انجام می پذیرد موجب ارتقای روز افزون تخصص پیمانکار فرعی در یک یا چند فرآیند فنی می شود.
کلیه پیمانکاران و کارفرمایان می توانند ذینفعان این برنامه توسعه قلمداد گردند.  بنگاهها یا کسب و کارهای سفارش دهند( پیمانکاران اصلی) که قصد دارند در قالب یک همکاری با سایر کسب و کارها، قسمتی از فرآیند تولید محصول خود را( تکمیل فرآیند تولید) و یا نسبتی از کل تولید خود را( تولید کامل کالا) جهت استفاده از ظرفیت های تخصصی کسب و کارهای دیگر و یا ارتقا توان پاسخگویی به تقاضای بازار برونسپاری نمایند. بنگاهها یا کسب و کارهای سفارش گیرنده( پیمانکاران فرعی) که قصد دارند در قالب یک همکاری با سایر کسب و کارها، قسمتی از فرآیند تولید محصول کسب و کارهای دیگر را( تکمیل فرآیند تولید) و یا نسبتی از کل تولید کسب و کارهای دیگر را ا( تولید کامل کالا) بر حسب سفارش آنها تولیدنمایند. روابط پیمانکاری فرعی بین کارفرمای اصلی و فرعی معمولا بدلایل زیر صورت می گیرد:
پیمانکاری مبتنی بر ظرفیت: در این نوع از پیمانکاری  ، عامل اصلی تشکیل روابط پیمانکاری فرعی این است که پیمانکار اصلی ظرفیت کافی جهت ساخت یک جزء یا قطعه یا تولید یک ماده خاص را ندارد. به عبارت دیگر، پیمانکار اصلی دارای ظرفیت محدودی در فرآیند تولید خود است و با توجه به نیاز و تقاضای بازار لازم است حداقل برای یک دوره موقت از یک پیمانکار خاص استفاده کند. این مفهوم به عنوان تجزیه افقی تولید مکمل یکدیگر تلقی می شود.
پیمانکاری مبتنی بر تخصص: در این حالت پیمانکار اصلی ، پیمانکاری را برمی گزیند که دارای تجهیزات و ماشین آلات ویژه و نیروهای متخصص و ماهری باشد که بتواند از عهده کارهای پیچیده و نیازمند دقت زیاد برآید. این نوع از پیمانکاری فرعی، در تولید نهایی یا ساخت اجزای ویژه یا مواردی که نیاز به سطح بالایی از مهارت فنی در تولید باشد و پیمانکار اصلی قادر به برآوردن آن نباشد، را شامل می شود. در چنین موقعیتی ، دو شرکت (بنگاه) به طور عمودی از نظر سرمایه و یا تکنولوژی مکمل یکدیگر هستند.
پیمانکاری اقتصادی : زمانی برقرار می شود که پیمانکار اصلی از طریق برون‌سپاری بخشی از فرآیندهای تولیدی ، صرفه جویی در هزینه‌های تولید را ممکن می سازد.
 
 
انواع پیمانکاری فرعی:
     الف- پیمانکاری فرعی برای ساخت قطعه ها و کالاهای نیم ساخته صنعتی
     ب- پیمانکاری فرعی برای تکمیل و مونتاژ قطعه ها و کالاهای صنعتی
     ج- پیمانکاری فرعی برای انتقال اطلاعات و دانش فنی و ارتقای تکنولوژی
     د- پیمانکاری فرعی برای انجام تحقیق ، طراحی و ساخت بخشی از یک طرح بزرگ و یا طرح توسعه واحدهای بزرگ
 
ماموریت های اصلی برنامه توسعه نظام مبادلات پیمانکاری فرعی:
1.شناسایی، ایجاد و توسعه بازار (در زنجیره های مختلف تولید)
2.تسهیل و برقراری ارتباط میان پیمانکاران فرعی (تأمین کنندگان) و پیمانکاران اصلی (کارفرمایان)
3.ارتقاء و توانمندسازی پیمانکاران فرعی
 
فعالیت های اصلی برنامه توسعه نظام مبادلات پیمانکاری فرعی:
•     :PROFILING ممیزی میدانی بر اساس چک لیست های ارزیابی مرجع و قرار دادن اطلاعات در پایگاه داده ها
•    BENCHMARKING : الگویابی از نمونه های موفق داخلی و بین المللی
•    UPGRADING  : توانمندسازی اعضا شامل آموزش، مشاوره و...
 
 
 
اعتبارات وجوه اداره شده:
اعتبارات وجوه اداره شده طرح کمک به نوسازی و تجدید ساختار صنایع به منظور پرداخت تسهیلات جهت بازسازی و نوسازی ماشین آلات واحدهای صنعتی کوچک، طرح کمک های فنی واعتباری به صنایع کوچک به منظور تامین بخشی از منابع مالی مورد نیاز طرح های صنعتی کوچک به منظور تکمیل و راه اندازی و طرح کمک‌های فنی و اعتباری به صنایع لبنی به منظور کمک به تجدید ساختار زنجیره صنایع لبنی، خدمات مرتبط و ترویج مصرف شیر در نظر گرفته شده است.  منابع وجوه اداره شده جهت ارائه تسهیلات به صنایع کوچک با تلفیق منابع بانکی و یا به صورت یارانه‌ای در نظر گرفته می‌شود.
 
صنایع اولویت دار در تخصیص منابع:
1- صنایع کوچک اولویت دار بر اساس اسناد ملی و استانی مرتبط
2- صنایع کوچک دانش بنیان، های تک (صنایع نوین)، صادراتی
3-  صنایع کوچک مستقر در شهرکها و نواحی صنعتی و شهرکهای فناوری 
4- واحدهای عضو خوشه های کسب و کار و اجزای شهرک های فناوری با تایید و مجوز شرکت شهرک‌های صنعتی استان (مطابق بسته های راهبری مصوب هیئت مدیره سازمان)
5- اولویت پرداخت تسهیلات از محل طرح کمک‏های فنی و اعتباری با طرح‏های صنایع کوچک که دارای پیشرفت فیزیکی بیش از 60 درصد و طرح های دانش بنیان و های تک می باشد. (تعیین پیشرفت فیزیکی برای طرح های داخل شهرکهای صنعتی بر عهده شرکت شهرک‌های صنعتی استان و برای طرح های خارج از شهرک های صنعتی نیز سازمان صمت استانی میباشد)
6- اولویت پرداخت تسهیلات از محل طرح کمک به نوسازی و تجدید ساختار صنایع و طرح کمک‏های فنی واعتباری به صنایع لبنی صرفا به واحدهای کوچک به بهره داری رسیده در زمینه نوسازی، بازسازی و تجدید ساختار و رفع عارضه های موجود می باشد.
فرایند اعتبارات وجوه اداره شده:
 
تنظیمات قالب